شمس الدين محمد بن محمود آملي

496

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

و متصل بدانجا ولايتيست زومانيوله نام و در جنب آنولايت مارك و ترفيس و در اين دو ولايت چيزهاى تنسخ نادر بسيار خيزد و هيچ چيز به اسبان آن جا نماند . و در بالاى آنولايت مملكتى بزرگ بود بنام پادشاه آنجا بطريق ماكليا و از آن جا بلور صافى حيزد و در طرف شمال اين زمين ولايت لنيرديه است و ولايت موكدنكو به او كتانيه و كارلوك ؟ طول آن 1 ماه راهست مرجان سرخ از آن جا آرند . و نزديك آن جزيره است بزرگ از جانب معرب ريجال نام كه در آنجا مرجان و معدنيات بسيار خيزد و در بيابان آن جزيره‌اى است طول و عرض آن 200 فرسنك و در آن جا كوهيست كه پيوسته آتش از آنجا درفشد . گويند بوقت اجتماع و استقبال نيرين التهاب آتش بفرسنگ‌ها رسد و در پاى آنكوه آبيست كه پيوسته از التهاب آن آتش مىجوشد . و آنجا ولايتى ديگر هست رواسيا نام كوه‌هاى آن همه معدن باشد و بر پنج فرسنگى ارس كه دار الملك آنطرفست كليسائيست بس عالى كه هر سال چون آفتاب به اول جدى رسد و هواى آنصحرا پر از مرغان سياه شود هر يك دانه زيتون در منقار گرفته در آنكليسا اندازند . گويند در صد فرسنگى آنكليسا درخت زيتون نيست و اين معنى بنابر طلسم است كه كرده‌اند بلاد هند سواد آن را بعضى دوازده فرسنك نهاده‌اند و بنه قسم متساوى كرده‌اند و در هر قسمى كوه‌ها و صحراها بسيار است و از جانب جنوب او درياى محيطست و مشرق او چين و ماچين و مغرب او زمين سند و كابل و